مرتضى راوندى

260

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

با اين دو سه نادان كه چنان مىدانند * از جهل ، كه داناى جهان آنانند خر باش ، كه اين جماعت از فرطِ خرى * هر كو نه خر است كافرش مىدانند مرگ بوعلى سرگردانى دايمى و گذرانيدن قسمتى از زندگى را در زندان ، بىخوابى شبها ، اشتغال به كارهاى دولتى ، و فعاليتهاى مداوم علمى و شهوترانى زياد ، سبب گرديد كه اين دانشمند نامى ، به قولى در 57 سالگى بدرود حيات گويد . از قعر گِل سياه تا اوج زُخل * كردم همه مشكلات گيتى را حَل بيرون جستم ز قيد هر مكر و حِيَل * هر بند گُشاده شد مگر بند اجَل تعاليم اقتصادى ابن سينا انسان بايد معاش خود را از شريفترين راهها كه از عيب و عار و طمع بسيار و آبروريزى و آلودن عرض بر كنار باشد طلب كند ، دخلى كه از اين راهها ، به‌دست مىآيد ، بعضى بايد در راه حوايج ، صرف و بخشى براى روز حاجت ذخيره شود . براى كارهاى نيك نيز بايد قسمتى از مال را خرج كرد و در همهء اين احوال ، رعايت اعتدال و اجتناب از بخل شرط است . « 1 » مقام زن : به نظر ابن سينا « زن نيكو ، شريك مرد در دارايى و نگهبان مال و جانشين وى در خانه است . بوعلى ، زن خوب را مايهء آرامش دل و سكون خاطر مرد مىداند و مىگويد بهترين زنان ، زنيست كه عاقل ، ديندار ، شرمگين ، زيرك ، زاينده ، كوتاه‌زبان و مطيع و نيك‌دل و امين و گران سنگ و خادم شوى باشد ، و مال اندك را از طريق صرفه‌جويى ، فزونى دهد و با خوى خوش غمهاى او را بگسارد و اندوه او را تسكين دهد ، احترام زن ، و رفع حوايج و تربيت او به عهدهء مرد است . ابن سينا تنبيه جسمى را با شرايطى تجويز مىكند و معتقد است كه تربيت فرزند از روز ولادت برعهدهء پدر است . » « 2 »

--> ( 1 ) . تاريخ علوم عقلى ، از دكتر ذبيح الله صفا ، ص 260 به بعد . ( 2 ) . همان كتاب ، ص 262 .